سه شنبه ششم خرداد ۱۴۰۴ - 23:54 - انوش -
نا خدا ... ناخدای من...!!!
تو ... تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی ؟!
برهنه به بستر بی کسی مردن , تو از یادم نمی روی !
خاموش به رساترین شیون آدمی , تو از یادم نمی روی !
گریبانی برای دریدن این بغض بی قرار , تو از یادم نمی روی !
سفری ساده از تمام " دوستت دارم " تنهایی , تو از یادم نمی روی !
سوزن ریز بی امان باران , بر پیچک و ارغوان , تو از یادم نمی روی !
تو ... تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی !؟
سید علی صالحی
انوش