در باره بدیهه سرایی
ابتدا این شعر را مرور می کنیم:
مرغ نر را خروس می گویند
زن نو را عروس می گویند
نمد سبزوار از پشم است
زیر ابروی مردمان چشم است
آن چه در چشم می رود خواب است
آن چه در جوی می دود آب است!
از كرامات شيخ ما چه عجب
پنجه را باز كرد و گفت وجب
از کرامات شيخ ما اينست
شيره را خورد و گفت شيرين است
یک کرامات دیگرم دارد
ابر را دید و گفت می بارد
در سمرقند گربه دم دارد
در بخارا الاغ سُم دارد
دست دارای پنج انگشت است
متضاد جلو، همان پشت است
....
احتمالاً این بیت ها را قبلاً جائی شنیده اید یا از قدیمی ها شنیده اید اما بعید می دانم جائی خوانده باشید که این بیت ها به چه دردی می خورند؟ آیا فقط برای خنداندن ما سروده شده اند؟
با اندکی دقت در می یابیم اشعار بالایی به بیان واقعیات می پردازند و از مسائل کاملاً آشکار، بدیهی و واضح با ما سخن می گویند به عبارت دیگر« توضیح واضحات» اند اگر با خواندن آنها به خنده می افتیم به این دلیل است که آن را کاملاً واضح می دانیم و نیازی به تأکید بر آن نمی بینیم چه برسد به این که خود را به زحمت بیندازیم و در باره آن شعر بگوئیم... ، از همه مهم تر این که زبان ساده و قابل فهمی دارند. مطالعه در باره این نوع بیان ما را به این نکته هدایت می کند که برخی از شاعران قدیمی برای تمرین ساده گوئی و روان سرائی به سرودن این نوع اشعار روی می آورده اند و به شکل تفننی آن را می سروده اند از نوع همین اشعاری که برخی شاعران امروز با نام « سیاه مشق» عرضه می کنند.
اسم این نوع شعرها را فعلاً « بدیهه» و سرودن آن را « بدیهه سرائی» می گذاریم و می رویم به سراغ شعرهای نوع دوم.
حال این ابیات را هم بخوانید و در باره تفاوت آن ها با بیت های بالائی بیندیشید:
دنــدان چـپ دريچــه كــور است
آديـنـۀ كهنـه بــي حــضـور است
پـاي دهــل هـريـسه مــاوي است
اينهــا همــه آفـت سـمـاوي است
روزي كـــه ز عشــق مـي زدم لاف
اردك بچـــه مـي فـروخـت عــلاف
عاشـق سـگ يـرغـه بود و ميمـون
آواز بــلنـــد شـــد ز مــجنـــون
گيــرم كـه نـخ از تو شـد كشيــده
شــد يـــار بـــه هــاون چـكيـده
سـرمــوزۀ قـــاز را چــه حـاجـت
كــآجيــده كننــد در ضـيــافــت
تاريــخ وفــات گــرگ جيـم است
آش شـب چـلــه اش حـليــم است
ميـمــون بـــرهــنـــه عــار دارد
در مـــدرســـه اعــتــبــــار دارد
و:
اگـر عـاقـلي بــخيـه بـر مـو مـزن
بــجـز پنـــبه بــر نعل آهـو مـزن
چـو زرافـه شــطـرنـج تنـهـا مبـاز
چــو زنبور بــــر دنبـۀ خـود مناز
سوي مطبـخ افكـــن ره كوچـه را
منـه در بـــغـل آش آلــوچـــه را
بـه رغـم ملـك تــركتــازي مكـن
بـه آهنــگ ماهيـچـه بـازي مـكـن
تحمــل كــن و ارده را دانـه كــن
فــراويــز دروازه را شـــانـه كـــن
كــه نعــل از تحمـل مـربــا شـود
بـه صبـر آسيـا كهنـه حــلوا شـود
اگر مـاده گـاو است اگـر نـره فيـل
بـــرآرنــد در ســال اول سبـيــل
نداني كه كـاري بـه از صبـر نيست
كُلهخُود بـاران بـه جـز ابـر نيست
نه هـر تشنه بيـدار گــردد بـه آب
نه هر مـرغي انجير بينـد به خـواب
شنيـدم كـه طفـل چهـل سالـه اي
همي گـفت در گـوش گوسـالـه اي
به گلميخ چـرمينـه پرچـيـن كنند
چهـل سال و يك روز نفـرين كنند
در این نوع شعرها چیزی به نام معنی و مفهوم نمی یابیم و اصولاً این شعرها برای آن که مفهومی نداشته باشد، سروده می شود درواقع یک نوع « مُهمل» یا«بیهوده گوئی» است! داستان تاریخی معروفی هم هست که حاکمی از سر بیکاری خواست شاعری را به قول خودمان سر کار بگذارد از او خواست ( یا به او امر کرد) اشعاری بسازد که معنی نداشته باشد! و اگر معنی توانست در آن بیابد، به جای هر بیت معنی دار، یک دندان او را از بن در آورد! شاعر بیچاره هم از ترس یا به طمع یا از شرم اهل و عیال قبول کرد و در نتیجه چند دندان نازنینش را از دست داد!
شعرهایش را هم که در چند سطر بالاتر خواندید...
پس می توانیم اسم این نوع شعرها را « مُهملات» و سرودن آن را «مهمل سرائی» بگذاریم .
با مقایسه این دو نوع شعر به نکات روشنی می رسیم از جمله این که، «مهمل سرائی» کاری بیهوده است اما « بدیهه سرائی» می تواند مفید باشد چون می تواند نوعی تمرین زبانی برای سهل سرائی و روان گوئی باشد.
این مقدمه را نوشتم تا بگویم « بدیهه سرائی» قدم اول در امر شاعری برای «نوشاعران» است.
واقعیت تلخ در دنیای شعر جوان این است که برخی شاعران بی این که پشتوانه زبانی خاصی داشته باشند فقط با اتکا به ذوق و قریحه شعری کلماتی کنار هم می چینند که گاهی شعرهای دلنشینی از آب در می اید ولی این آثار خوب در حکم جرقه است؛ همین و بس! و اگر قرار است شاعری در میان شاعران همیشه سربلند و مقبول بماند لازم است برای آینده خود تدابیری بیندیشد. یکی از این تدابیر، تمرینات زبانی خاص است و شروع آن، همین تمرین بدیهه سرایی.
حالا در پایان این نوشته، چند نمونه از اشعار« بدیهه» - که با همین هدف، یعنی تمرین ساده سرائی سروده شده- می اورم و از شما می خواهم با همین روش تمرین کنید و جند بیت بدیهه بسرائید. البته تصور نکنید « بدیهه سرائی» کار ساده ای است! اتفاقاً خیلی مشکل است؛ ولی برای کسی که می خواهد از قید قلمبه سرائی و تقلید کردن از شعر شاعران بزرگ رها شود و خود را و استعدادش را در شعر بشناسد، روش ساده و مناسبی است.
بیان فایده های « بدیهه سرائی»
1. شکستن بت های ذهنی در باره شعر
2. رهایی از دغدغه سوژه یابی در شعر
3. خلاصی از قلمبه سرائی ورهائی از روش تقلید کردن از شعر شاعران بزرگ
4. یافتن اعتماد به نفس و شناخت توانائی های خود
5. تمرین ساده و بی دغدغه بدون شکست، برای آماده سازی خود در کسب تجربه های ارزشمند و بزرگ تر در آینده
6. تمرین انواع شگردهای زبانی و موسیقائی مثل: قافیه پردازی های خاص، تمرین فرم های زبانی، کاربرد انواع تشبیه، یافتن وجه شبه های نو و.... که این تجربیات در قالب مثنوی ساده تر و دلنشین تر و دست یافتنی تر است.
یک نمونه بدیهه در قالب مثنوی
گویند که گرگ زاده گرگ است
هر کوچکی عاقبت بزرگ است
خرطوم همان دماغ فیل است
هر دسته بیل مال بیل است
هر تپه بزرگ یا بلند است
کذاب همیشه خالی بند است
پالان به روی الغ باشد
بر روی دهن دماغ باشد
گویند غلاف هسته دارد
انگور همیشه دسته دارد
بر طاقچه قاب می گذارند
در حوضچه آب می گذارند
بی شعله زغالها سیاه است
املای ذغال اشتباه است
هر سنگ همیشه هست سنگین
هر رنگ همیشه هست رنگین
قاف است که قبل حرف کاف است
دو نقطه به روی حرف قاف است
قداره همیشه تیز باشد
با برف زمین چه لیز باشد
هروقت سکنگبین بسازند
با سرکه و انگبین بسازند
غوره ست که آبغوره دارد
«کل» بر سر خویش شوره دارد
گیسوی کمند پیچ پیچ است
هر قفل برای یک سوئیچ است
« پیکان » و « روآ» چهار چرخ است
پیکان همه جا چهار چرخ است
در زیر قطار ریل جاری ست
در بارش تند سیل جاری ست
با قافیه بیت ها تمام است
بی قافیه شاعری حرام است
مرغ است همیشه می نهد تخم
گاو است که دشت را زند شخم
هر شاخ گوزن و گاو تیز است
چشمی که درشت نیست ریز است
به بچه اسب کره گویند
به آخر ماه غره گویند
در پیکر زندگان روان است
در داخل هر دهان زبان است
در داخل پرتغال هسته ست
هر در که نبود باز، بسته ست
دیوار همیشه موش دارد
هر موش فقط دو گوش دارد
دیوار همیشه رو به بالاست
امروز همیشه قبل فرداست
بی آب خمیرآرد باشد
هم دشمن میوه کارد باشد
حال سعی کنید به صورت تمرینی شعر بگوئید و بدیهه سرایی کنید به یاد داشته باشید که شرط مهم در این شیوه صبوری و دقت نظر است....
موفق باشید
javane3
انوش