شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۹ - 2:8 - انوش -
چه می شد گرتَرّحُم می شد ار افراد سیگاری
به حال مردمِ بیچاره از بیداد سیگاری
نفس در سینه محبوس است از دود و دم سیگار
بیا بهرخدا رحمی نما اُستادِ سیگاری
نه خود آسوده اند از رنجِ دود و بوی این سیگار
نه فرزند و عیال و مردم از افراد سیگاری
بهر لفظی که می شد گفته ام از فتنه سیگار
بهر شکلی نمودم سعی در اِرشاد سیگاری
دَمِ گَـرمَم اثرکی دارد اندر سینه سردت
ز دست ظلم تو فریاد و صد فریاد سیگاری
ایا سیگاریا لطفی نما و ترک عادت کن
ز اندرز و نصیحت ها مگیرایراد سیگاری
بیا رحمی به حال زار این بیچاره مردم کن
تو آزادی، بده عمرِ خودت بر باد سیگاری
خدایا یا هدایت کن ز رحمت فوم دودی را
ویا کُن ریشه کَن از بیخ و از بنیاد سیگاری
اگر این عادت بد را به خوبی ترک ننمائی
شوی روزی اسیر چوب استبداد سیگاری
ز دود و بوی سیگارت شدم چون ماهی دودی
اقلّأ دود کن در گوشه ای آزاد سیگاری
گرفتیم از جفای تو هزاران دردِ بی درمان
تو بدتر هستی از نِمُرود و از شَدّاد سیگاری
چه خیری دارد این سیگارجز بیماری و زحمت
رها کن خویشتن از دام این این صَیّاد سیگاری
خدایا، برنمی دارند اگر که دست از سیگار
مسلّط کن بر آنها چمعی از اضدادِ سیگاری
امیری خسته شد از بسکه خواهش کرد و شد نومید
تو خود گیر انتقام ما از این افرادِ سیگاری
امیدوارم دوستان سیگاری از خواندن این شعراز بنده دلگیر نشوند وبا کمی تأمّل نسبت به نجات خود از این عادت ناپسند وحفظ سلامتی و چلوگیری از هدر رفتن مال و سرمایه خویش تصمیم جدی اتخاذ نمایند.انشاءالله