سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ - 5:15 - انوش -
این شعري است كه خيلي ساده و روون، يه دوستي يك طرفه رو نشون ميده. شعري كه در عين سادگي، خيلي معنا داره. اين روزها اين شعر تو جامعه ما خيلي مصداق داره. هر طرفش رو نگاه ميكني نامرديه و نارفيقي. هر طرف رو نگاه ميكني دوز و كلكه و نيرنگ و فريبكاري. آخ كه خسته شدم از اين همه دورنگي.
در كنار خطوط سيم پيام خارج از ده دو كاج روئيدند
ساليان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست ميديدند
روزي از روزهاي پائيزي زير رگبار و تازيانه باد
يكي از كاجها به خود لرزيد خم شد و روي ديگري افتاد
گفت اي آشنا ببخش مرا خوب در حال من تأمل كن
ريشههايم ز خاك بيرون است چند روزي مرا تحمل كن
كاج همسايه گفت با تندي مردم آزار از تو بيزارم
دور شو دست از سرم بردار من كجا طاقت تو را دارم
بينوا را سپس تكاني داد يار بيرحم و بيمحبت او
سيمها پاره گشت و كاج افتاد بر زمين نقش بست قامت او
مركز ارتباط ديد آن روز انتقال پيام ممكن نيست
گشت عازم گروه پيجويي تا ببيند كه عيب كار از چيست
سيمبانان پس از مرمت سيم راه تكرار بر خطر بستند
يعني آن كاج سنگدل را نيز با تبر تكه تكه بشكستند
روزي از روزهاي پائيزي زير رگبار و تازيانه باد
يكي از كاجها به خود لرزيد خم شد و روي ديگري افتاد
گفت اي آشنا ببخش مرا خوب در حال من تأمل كن
ريشههايم ز خاك بيرون است چند روزي مرا تحمل كن
كاج همسايه گفت با تندي مردم آزار از تو بيزارم
دور شو دست از سرم بردار من كجا طاقت تو را دارم
بينوا را سپس تكاني داد يار بيرحم و بيمحبت او
سيمها پاره گشت و كاج افتاد بر زمين نقش بست قامت او
مركز ارتباط ديد آن روز انتقال پيام ممكن نيست
گشت عازم گروه پيجويي تا ببيند كه عيب كار از چيست
سيمبانان پس از مرمت سيم راه تكرار بر خطر بستند
يعني آن كاج سنگدل را نيز با تبر تكه تكه بشكستند
انوش