سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۵ - 20:25 - انوش -
گربه ای بر سر سفره شخصی حاضر شد وشروع کرد به میو میو کردن.شخص يک لقمه نان جلويش انداخت.گربه رفت وبازگشت ومیو میو کرد.شخص نيز لقمه ای ديگربه او داد.گربه رفت وبازگشت .شخص اين بار کاسه را جلوی گربه گذاشت و گفت :جناب گربه حالا من میو میو...
گفته اند وقتی سگی به گربه ای گفت من بااين همه صفت های خوب توی دل همه جای ندارم اما تو بااين همه دزد بودنت همه جاهستی دليلش چيست.گربه گفت چون تو غريب آزاری واين صفت توهمه خوبيهايت را پوشانده.راست گفته نه.
سگ آنقدر با وفاست که اگر برسر سفره ای حاضر شودکه خانواده ای باشند با چهار فرزند ميگويد ايکاش بچه هايش بيشتر بودند وهر
کدام لقمه ای به من ميدادند.وگربه آنقدر بيوفاست ؛ که اگر بر سر همان سفره حاضر شود ميگويد ای کاش بچه هايش کور مي شدند ومن غذايشان راميخوردم.
انوش