شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ - 10:4 - انوش -
من از زبان لطافت
و از حضور صداقت
به لحن روشن رؤیا
سلامم را
به تو تقدیم می کنم !
لذت به دست آوردن و داشتن به اندازه ی زجر از دست دادنه. از دست دادن هر چیزی هم دیر یا زود, یه حقیقت مسلمه. اصلا قصه ی زندگی و دنیا بر همین اصل و اساسه. به دست می آری. از دست می دی. جونت, سلامتی ات, زیبایی ات, جوونی ات, همسرت, پولت…همه و همه به دست میان و از دست می رند.
و از حضور صداقت
به لحن روشن رؤیا
سلامم را
به تو تقدیم می کنم !
لذت به دست آوردن و داشتن به اندازه ی زجر از دست دادنه. از دست دادن هر چیزی هم دیر یا زود, یه حقیقت مسلمه. اصلا قصه ی زندگی و دنیا بر همین اصل و اساسه. به دست می آری. از دست می دی. جونت, سلامتی ات, زیبایی ات, جوونی ات, همسرت, پولت…همه و همه به دست میان و از دست می رند.
یه وقتی می شه اونقدر از زجر از دست دادن می ترسی, که دیگه دنبال داشتن و به دست آوردنش نمی ری. حتی بهش فکر هم نمی کنی نکنه دلت بخوادش. میری دنبال چیزایی فقط که طاقت از دست دادنشون رو داشته باشی.
…درست لحظه ای که به رویات می رسی, دیگه اسمش رویا نیست. واقعیته. خوبیش به اینه که رویاها تموم شدنی نیستند. یه رویای دیگه توی ذهنت درست می کنی.
یه واقعیتی رو وقتی از دست می دی باز برات رویا می شه. اگه رویا نشه, یا می شه خاطره, یا می شه کابوس.
انوش