با تو ام دل ... ای آرام من! .... که ازنا ارامی تو زیبایی ها افریده میشود. هنر شکل میگیرد. شعر سروده میشود. همدلی و درک مفهوم میابد . نا ارامیت را با همه ارامش عمیقی که در عمق ان است دوست میدارم که در اعماقت به جز اعتماد و ارامش و توکل و مهر گوهری نیست . چرا که میدانم هیچ نا ارامیی به عمق ان راه نخواهد یافت تا ان زمان که تو هستی ای اول و اخر همه چیز ...
من با توام....
وقتی پیش توام آرومه آرومم
از غم و غصه ها چیزی نمیدونم
یه جورایی یه حس خوبی بهم دست میده
انگاری که زیر نم نم بارونم....