كلمه مجرد به معني برهنه و عریان، تنها،منفرد، بی همسر (زن و مخصوصاً مرد) ميباشد .از تمامی معناهای ارایه شده ، امروز مجرد در فرهنگ مردم و جامعه بیشتر به همان معنای «مرد بی هَمسَر» است.
بر اساس این تعریف بیش از 10 میلیون نفر در ایران زندگی می كنند كه تاكنون زن نگرفته اند اند.
اگر بپذیریم كه مجرد نیز یك انسان است ، طبق قانون باید تمامی حقوق شهروندی او رعایت شود. اصل بیستم قانون اساسی ایرانی آنجا كه «حقوق ملت » مطرح می شود، آمده است :« همهی افراد ملت اعم از زن و مرد یكسان در حمایت قانون قرار دارند و از همهی حقوق انسانی، سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.»
پرسش این است؛ آیا افراد مجرد و متاهل در كشور ایران از حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی یكسانی برخوردار هستند؟
برای آنكه به این پرسش پاسخ دهیم، كافی است نگاهی داشته باشیم به فرهنگ مرسوم جامعه در برخورد با افراد مجرد و برخی خرده قوانین در این زمینه ! با كمی دقت مشاهده می كنیم ، جامعه ی امروز ، یا خیلی مستقیم به مجردها توهین می كند مانند :
« ورود افراد مجرد ممنوع»،« به افراد مجرد اتاق نمی دهیم»، «از قبول افراد مجرد معذوریم »،« از سرویس دادن به افراد مجرد معذوریم » و.... .
یا به شكلی مودبانه و غیر مستقیم توهین می كند مانند :
«به چند رانند متاهل نیازمندیم»،« سینمای خانواده گی »،« آموزش به وسیلهی دبیران متاهل»،« اولویت استخدام با افراد متاهل است»،«ویلای متاهلی موجود است» و.... .
اینها بخشی از نگاه های جامعه و مردم آن به افراد مجرد است؛ كه گویا تمام آدمهای خلافكار مجرد هستند و در صورت حذف آنها از مكانهای مختلف جامعه ، هیچ حادثهای رخ نخواهد داد. اما برخی قوانین نیز، برخلاف قانون اساسی ، ضد مجردهاست. یكی از قوانین موجود در این زمینه مربوط می شود به كسانی كه میخواهند موسسه فرهنگی راه اندازی كنند. گفته میشود افراد در خواست كننده ، با سن كمتر از 27 سال باید متاهل باشند ، اما برای افراد بالای 27 سال تاهل شرط نیست.
تحصیل كردههای مجرد نمیتوانند به عنوان بورسیه تحصیلی از كشور خارج شوند ، مگر اینكه متاهل شوند. گاهی مجردها دیرتر استخدام میشوند و زودتر اخراج !
ابعلاوه يك فرد مجرد نميتواند رئيس جمهور شود
. حقیقت این است كه به دلیل وجود برخی از موانع از طرف دولت برای مجردها ، جامعه نیز تحت تاثیر قرار گرفته و با تشخیصهای سرخود ، ا قدام به تعیین قانون برای مجردها كرده است.
حال باید پرسید چه فرقی بین رفتار فرد مجرد و متاهل وجود دارد؟ چه ضمانتی وجود دارد كه فرد متاهل در سایهی تاهل خود اقدام به خلاف نكند؟ آیا افرادی كه چنیدن بار ازدواج كرده و طلاق گرفتهاند برای پست های حساس شایستهترند یا كسانی كه به هر دلیلی هنوز موفق به ازدواج نشدهاند و مجبورند مجرد زندگی كنند؟
به راستی آيا ميتوان مجرد ها را يك اقليت اجتماعي دانست و محروم كردن برخی افراد از حقوق شهروندی خود به دلیل در اقلیت بود میتواند ملاك درستی باشد؟
اگر فرد دچار بیماری شده باشد ، برای مثال افراد دوجنسی باشد كه توانایی ازدواج ندارند ، چرا باید از برخی حقوق شهروندی خود محروم شود. شاید فردی خواجه بود و نخواست كسی این مسئله را بداند، حالا باید چكار كند. شاید ، باید مدرك خواجه بودن خود را بگیرد در دست و راه بیفتد در ادارات و اماكنی كه كارش گیر است ، بگوید مرا از این حق مرحوم نكنید ، من دچار یك مشكل خدادی هستم، این هم مدركش.
مجردی فرصت خوبی است كه فرد می تواند كارهائی را انجام دهد كه در دوران متاهلی انجام آن دشوار است .

انوش