دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۴ - 22:57 - انوش -
یکی بود یکی نبود . زیرگنبد کبود
توی این شهرقشنگ . یه روزی هیچی نبود
دیوارامون گلی بود . تلفن هندلی بود
کارامون هردلی بود . گازمون کپسولی بود
برقمون چراغ سیمی . لامپ هامونم قدیمی
قفل درها خفتی بود . یخچالامون نفتی بود
هرچی بود خوش بود دلا . بیخیال مشکلا
زیلوهامون شد قالی . همه چی دیجیتالی
کابل، فیبر نوری شد . همه چی بلوری شد
حالا چشما وا شده . اشکنه پیتزا شده
حالا با اون ور آب . جوونا با آب و تاب
شب و روز چت میکنند . یعنی صحبت میکنند
آب نباتا قند شده . پیکانا سمند شده
کوره ده ها راه دارن . چوپونا همراه دارن
توی این بگو بخند . عصر همراه و سمند
دل خوش سیری چند؟