جمعه هشتم دی ۱۳۹۱ - 5:25 - انوش -
آدم تو زندگیش هی کارای جور و واجور انجام میده . از هر نوع تحولی تو زندگی لذت میبره هر چند کار کردن مثل سگ خود بخود لذتی نداره ولی آدم از به پایان رسوندن کاراش لذت میبره
بعضی وقتا آدم الکی ناراحته و گاهیم بیخودی خوششه . اما اگه از دسته دوم و الکی خوش باشی شاید بهتر باشه
بعضیام که ماشاالله الکی از خودشون راضی و از خودشون خوششون میاد و فکر میکنند بهترین کارای روزگار رو انجام میدند و کاریم به این ندارند که نتیجه کارشون چیست .
یه آدم هایی هم پیدا میشه که هنر بزرگشون اینه که با اعتماد به نفسی که دارند طرفشونو در هر کاری و هر بحثی بسرعت ناک اوت میکنند و همه براش کف میزنند و تشویقش میکنند
اما مصیبت در اینه که سی چهل سال دیگه که پیر شدی بر میگردی نگاه میکنی که چه بار سنگینی رو بیخود و بیجهت به دوش کشیدی و چقدر درس خوندی و کار کردی و دیگرون رو شکست دادی و اذیت کردی و آنوقت فکر میکنی اگه جور دیگه زندگی کرده بودی حالا خوشبخت بودی و اینهمه سختی نکشیده بودی .بدبختی اینجاست که فقط یه جور میشه زندگی کرد و از انواع دیگر زندگی خبری نداری فقط به پایان کار که برسی بدون شک میگی کاشکی یه جور دیگه زندگی کرده بودم و البته امکان تجدید زندگی هم وجود نداره
بنظر میرسه به جای کار اشکال داره انگار که خاکم بدهان پروردگار عالم قصد شوخی با بندگانشون را دارند

انوش