جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۸۷ - 0:22 - انوش -
غلبه بر كمرويي
آيا به دليل كمرويي حضور در يك مهماني برايتان مشكل است؟ دفعه ديگري كه به يك مهماني دعوت شده و از حضور در آن وحشت داريد، به اين مطلب فكر كنيد كه هرچند خجالتي بودن و كمرويي مشكل بيش از 40% از كل افراد جهان است، اما اين امر به اين معنا نيست كه اين عده محكوم به زندان ابد هستند.
به گفته روانشناسان، هر كسي ميتواند با انجام اقدامات اوليه كه شامل ورود تدريجي به موقعيتهاي جديد اجتماعي است، بر خجالتي بودن خود غلبه كند. است. برخلاف اعتقاداتي كه وجود دارد، كمرويي تا حدي كه تصور ميشود تغيير ناپذير نبوده و از بدو تولد در انسان وجود ندارد. به اين دليل كه ايجاد حالت كمرويي نيازمند شكل گيري شناخت و تشخيص وجود خود است كه تازه پس از 18 ماهگي شروع به شكل گيري ميكند. به گفته وي، كمرويي احساسات مختلفي چون خود آگاهي مفرط، خود سنجي منفي و توجه منفي به خويشتن را دربر ميگيرد.
"افراد خجالتي طوري رفتار ميكنند كه انگار تمام مدت آينه اي در مقابلشان قرار گرفته است."
البته با تمام اينها، ژنها هم در وجود اين حس نقش دارند. حدود 15% از نوزادان با "خوي محتاط و محجوب" متولد ميشوند- به اين معنا كه آنها نسبت به تجربيات تازه واكنشهاي شديدي نشان ميدهند. براي مثال آنها از شنيدن صداي تركيدن يك بادكنك از ترس بدن خود را جمع و منقبض ميكنند.
همچنين اگر يكي از دوقلوهاي همسان، كمرو باشد، ديگري نيز به احتمال فراوان خجالتي خواهد بود. البته اين بدان معنا كه كمرويي از پيش تعيين شده و ارثي بوده يا اينكه غلبه بر آن غير ممكن است، اما اصولا عده اي به طور مادرزاد نسبت به كمرو شدن مستعدتر از افراد ديگر هستند.
وضعيت كلي يك شخص كمرو
به طور خلاصه، افراد كمرو تمايل دارند رفتاري دوستانه و مطمئن به خود داشته باشند، اما به نظر نميرسد بدانند چگونه اين كار را انجام دهند. آنها بيش از همه به خاطر افراط در خودآگاهي، در موقعيتهاي جديد اجتماعي ديرجوش بوده و به آهستگي با محيط هماهنگ و آشنا ميشوند.
"اين افراد وارد يك فضاي اجتماعي ميشوند اما اگر در طي 10 دقيقه نتوانند احساس راحتي كنند، برميگردند و از اين محيط فرار ميكنند." در نهايت، افرد كمرو داراي حالتي هستند كه آنرا "منطقه آسايش محدود" مينامند. اين افراد ممكن است اجتماعي به نظر برسند و دوستاني هم داشته باشند اما در واقع دارند در يك حلقه كوچك از معاشرين، مدام به تكرار رفتارهاي مشخصي ميپردازند و تمايلي به قرار گرفتن در موقعيتهاي اجتماعي تازه ندارند.
با تمام اينها، كمرويي وابسته به عزت نفس نيست. اين افراد ميتوانند در جنبه هاي خاصي از زندگي خود بسيار با اعتماد به نفس باشند، براي مثال آنها ميتوانند در مقابل صدها نفر به معرفي موضوعي بپردازند، اما تصور يك گفتگوي ساده و معمولي با يك غريبه آنها را به شدت مضطرب ميكند.
از درمان خود نترسيد
براي مقابله با كمرويي چند روش وجود دارد. يكي از آنها آموختن تكنيكهاي تمدد اعصاب و رها كردن افكار است. این افراد ميتوانند با آموختن اين روشها خود را در شرايط مختلف اجتماعي تصور كرده و در همين حال با تنفس آهسته و عميق خونسردي خود را حفظ كنند.
آنها ميتوانند چگونگي توسعه بخشيدن به منطقه آسايش را بياموزند. يك روش مناسب براي انجام اينكار داوطلب شدن در كارهاست. "هنگامي كه داوطلبانه به انجام كاري ميپردازيم، اطرافيان اهميت چنداني به ميزان مهارت ما ندارند، اين افراد به زماني كه شما در اختيارشان قرار ميدهيد نياز دارند و به اين ترتيب شما مدام در حال بررسي و انتقاد از خود نخواهيد بود."
روانشناسان عقيده دارند كه غلبه بر كمرويي بايد تدريجي و گام به گام انجام بگيرد. براي مثال اگر مرد كمرويي قصد دارد از خانم همكارش دعوت كند كه با هم قراري غير كاري داشته و بيشتر با يكديگر آشنا شوند، اولين هدف او بايد اين باشد كه در ابتدا بتواند با او در مورد مسائل معمول كاري صحبت كند.
اين شخص بايد قبل از اين كار، گفتگويي مشابه را با يك دوست يا مشاور تمرين كند. سپس اين شخص ميتواند در گفتگوي بعدي خود با اين خانم، در مورد موضوعي كمي خودماني تر و خارج از محدوده كار نيز صحبت كند تا اينكه به آن مرحله از راحتي برسد كه بتواند او را به قراري خارج از محل كار دعوت كند.
يك نكته مهم اين است كه افراد كمرو نبايد مسئوليت تمام برخوردهاي ناموفق اجتماعي را بر گردن خود بگذارند و همواره خود را مقصر بدانند. شايد با تمام اين كوششها، باز هم طرف مقابل علاقه اي به صحبت كردن يا بيرون رفتن با اين شخص نداشته باشد و اين لزوما نشانه ناتواني شخص كمرو در ايجاد ارتباط نيست.