تبليغاتX
انوش

انوش

هر چه هستی ، باش با توام ای لنگر تسکین ! ای تکانهای دل ! ای آرامش ساحل ! با توام ای نور ! ای منشور ! ای تمام طیفهای آفتابی ! ای کبود ِ ارغوانی ! ای بنفشابی ! با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین ! با توام ای شادی غمگین ! با توام ای غم ! غم مبهم ! ای نمی دانم ! هر چه هستی باش ! اما کاش... نه ، جز اینم آرزویی نیست : هر چه هستی باش ! اما باش


 

نوشته شده توسط انوش در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 0:23 موضوع | لینک ثابت


غلبه بر كمرويي

غلبه بر كمرويي
آيا به دليل كمرويي حضور در يك مهماني برايتان مشكل است؟ دفعه ديگري كه به يك مهماني دعوت شده و از حضور در آن وحشت داريد، به اين مطلب فكر كنيد كه هرچند خجالتي بودن و كمرويي مشكل بيش از 40% از كل افراد جهان است، اما اين امر به اين معنا نيست كه اين عده محكوم به زندان ابد هستند.

به گفته روانشناسان، هر كسي ميتواند با انجام اقدامات اوليه كه شامل ورود تدريجي به موقعيتهاي جديد اجتماعي است، بر خجالتي بودن خود غلبه كند. است.  برخلاف اعتقاداتي كه وجود دارد، كمرويي تا حدي كه تصور ميشود تغيير ناپذير نبوده و از بدو تولد در انسان وجود ندارد. به اين دليل كه ايجاد حالت كمرويي نيازمند شكل گيري شناخت و تشخيص وجود خود است كه تازه پس از 18 ماهگي شروع به شكل گيري ميكند. به گفته وي، كمرويي احساسات مختلفي چون خود آگاهي مفرط، خود سنجي منفي و توجه منفي به خويشتن را دربر ميگيرد.

"افراد خجالتي طوري رفتار ميكنند كه انگار تمام مدت آينه اي در مقابلشان قرار گرفته است."

البته با تمام اينها، ژنها هم در وجود اين حس نقش دارند. حدود 15% از نوزادان با "خوي محتاط و محجوب" متولد ميشوند- به اين معنا كه آنها نسبت به تجربيات تازه واكنشهاي شديدي نشان ميدهند. براي مثال آنها از شنيدن صداي تركيدن يك بادكنك از ترس بدن خود را جمع و منقبض ميكنند.

همچنين اگر يكي از دوقلوهاي همسان، كمرو باشد، ديگري نيز به احتمال فراوان خجالتي خواهد بود. البته اين بدان معنا كه كمرويي از پيش تعيين شده و ارثي بوده يا اينكه غلبه بر آن غير ممكن است،  اما اصولا عده اي به طور مادرزاد نسبت به كمرو شدن مستعدتر از افراد ديگر هستند.

وضعيت كلي يك شخص كمرو
 به طور خلاصه، افراد كمرو تمايل دارند رفتاري دوستانه و مطمئن به خود داشته باشند، اما به نظر نميرسد بدانند چگونه اين كار را انجام دهند. آنها بيش از همه به خاطر افراط در خودآگاهي، در موقعيتهاي جديد اجتماعي ديرجوش بوده و به آهستگي با محيط هماهنگ و آشنا ميشوند.

"اين افراد وارد يك فضاي اجتماعي ميشوند اما اگر در طي 10 دقيقه نتوانند احساس راحتي كنند، برميگردند و از اين محيط فرار ميكنند." در نهايت، افرد كمرو داراي حالتي هستند كه  آنرا "منطقه آسايش محدود" مينامند. اين افراد ممكن است اجتماعي به نظر برسند و دوستاني هم داشته باشند اما در واقع دارند در يك حلقه كوچك از معاشرين، مدام به تكرار رفتارهاي مشخصي ميپردازند و تمايلي به قرار گرفتن در موقعيتهاي اجتماعي تازه ندارند.

با تمام اينها، كمرويي وابسته به عزت نفس نيست. اين افراد ميتوانند در جنبه هاي خاصي از زندگي خود بسيار با اعتماد به نفس باشند، براي مثال آنها ميتوانند در مقابل صدها نفر به معرفي موضوعي بپردازند، اما تصور يك گفتگوي ساده و معمولي با يك غريبه آنها را به شدت مضطرب ميكند.

از درمان خود نترسيد
براي مقابله با كمرويي چند روش وجود دارد. يكي از آنها آموختن تكنيكهاي تمدد اعصاب و رها كردن افكار است. این افراد ميتوانند با آموختن اين روشها خود را در شرايط مختلف اجتماعي تصور كرده و در همين حال با تنفس آهسته و عميق خونسردي خود را حفظ كنند.

آنها ميتوانند چگونگي توسعه بخشيدن به منطقه آسايش را بياموزند.  يك روش مناسب براي انجام اينكار داوطلب شدن در كارهاست. "هنگامي كه داوطلبانه به انجام كاري ميپردازيم، اطرافيان اهميت چنداني به ميزان مهارت ما ندارند، اين افراد به زماني كه شما در اختيارشان قرار ميدهيد نياز دارند و به اين ترتيب شما مدام در حال بررسي و انتقاد از خود نخواهيد بود."

 روانشناسان عقيده دارند كه غلبه بر كمرويي بايد تدريجي و گام به گام انجام بگيرد. براي مثال اگر مرد كمرويي قصد دارد از خانم همكارش دعوت كند كه با هم قراري غير كاري داشته و بيشتر با يكديگر آشنا شوند، اولين هدف او بايد اين باشد كه در ابتدا بتواند با او در مورد مسائل معمول كاري صحبت كند.

اين شخص بايد قبل از اين كار، گفتگويي مشابه را با يك دوست يا مشاور تمرين كند. سپس اين شخص ميتواند در گفتگوي بعدي خود با اين خانم، در مورد موضوعي كمي خودماني تر و خارج از محدوده كار نيز صحبت كند تا اينكه به آن مرحله از راحتي برسد كه بتواند او را به قراري خارج از محل كار دعوت كند.

يك نكته مهم اين است كه افراد كمرو نبايد مسئوليت تمام برخوردهاي ناموفق اجتماعي را بر گردن خود بگذارند و همواره خود را مقصر بدانند. شايد با تمام اين كوششها، باز هم طرف مقابل علاقه اي به صحبت كردن يا بيرون رفتن با اين شخص نداشته باشد و اين لزوما نشانه ناتواني شخص كمرو در ايجاد ارتباط نيست.

 


 

نوشته شده توسط انوش در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 0:22 موضوع | لینک ثابت


زن آينه جمال الهي است

 زن آينه جمال الهي است

با نگاهي اجمالي بر ادبيات مي توان جلوه هاي گوناگوني از ستايش زن را ببينيم. اما از ستايشگران نامي زن، حكيم ابوالقاسم فردوسي است كه به واقع اگر امروز به كتابي گرانقدر به نام شاهنامه تفاخر مي كنيم مرهون همسر اين حكيم هستيم. زيرا بنا بر شواهد موجود درباره سروده شدن اين اثر جاودانه حماسي، عامل اصلي تقاضاي همسر شاعر از وي بوده است. به طوري كه حكيم طوس در شاهنامه نقل مي كند: شبي ظلماني و طولاني به بي خوابي دچار شده بودم. از همسرم خواستم چراغي بياورد و داستاني كهن بگويد و در مقابل وي نيز خواست تا من اين داستانها را به نظم درآورم و من پذيرفتم و از اين تقاضا سپاسگزاري كردم.
به اين ترتيب حكيم فردوسي اظهار مي كند:
كه اي نازنين يار پيراسته
به تو طبع من گردد آراسته
مرا دل سراسر پر از مهر توست
همه توشه جانم از چهر توست
با اين واژه ها به ستايش تأثير همسرش تأكيد مي كند و مي گويد: تمام انرژي و قدرت خلاقيت و هنريم را از ديدار تو دارم.
از ديگر كساني كه در ستايش زن زبان گشوده اند حكيم نظامي گنجوي است كه او نيز متأثر از همسر خويش آفاق قبچاقي بوده است. به طوري كه به وضوح از او ياد مي كند و در منظومه خسرو و شيرين مي گويد: اين در واقع داستان زندگي خودم است و مي سرايد
سبكرو چون بت قبچاق من بود
تو پنداري كه خود آفاق من بود
به اين ترتيب شاهديم كه با سرمايه «مهر» خويش به سرودن مي پردازد.
علاوه بر آثار غنايي و حماسي در اشعار عرفاني نيز ستايش زن قابل تأمل است. چنانكه عطار جلوه هاي گوناگوني از اين مقوله را در قالب حكايات متعدد ارايه مي كند.
براي نمونه در حكايتي يادآور مي شود كه چگونه ابن سينا از زني درس توحيد مي آموزد، به اين ترتيب كه زن به ابن سينا سكه اي مي دهد و وي در پاسخ امتناع كرده و مي گويد من عهد كردم كه جز از دست خدا از دست هيچ كس چيزي نگيرم پيرزن در حال پاسخ مي دهد: چگونه تو دچار دوبيني شده اي مگر جز دست خدا ديگري هم وجود دارد. به هر حال در آثار ادبي ما جلوه هاي بسياري از اين ديدگاه وجود دارد كه منشأ آن هستي بخش بودن زن است. از همين رو مي بينيم كه در دليل آفرينش زن اظهار مي شود: وقتي خداوند قصد آفرينش زن را داشت، دليل آن را نشان دادن جمال خود بازگو مي كند
. 
فرشته بود و خدا عشق در ميانه نبود
فضاي عالم هستي پر از ترانه نبود
سكوت بود و خداوندگار و خلوت خويش
ز شور عشق نشاني در آن زمانه نبود
مقام حسن به جا بود و دلبري مي كرد
ولي چه سود كه آيينه در ميانه نبود
براي جلوه آن چهره آفريده شدي
براي خلق تو زين خوبتر بهانه نبود
تو آفريده شدي اي زن، اي تبلور عشق
كه بي فروغ نگاه تو خانه خانه نبود
هزار مشعل خورشيد اين فروغ نداشت
اگر چراغ تو روشن در آشيانه نبود
اگر نه آينه بودي به پيش طلعت دوست
حديث حسن و جمالت بدين فسانه نبود
در اين مقام نيامد سخن به سر آتش
كه بحر پرگهر عشق را كرانه نبود
(الهی قمشه ای)


 

نوشته شده توسط انوش در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 22:6 موضوع | لینک ثابت