درد و رنج بشری ناشی از مستی هستی و فراموش کردن واقعیت و نادیدن آن میباشد
اولين علت درد و رنج آنست كه انسان واقعیت را فراموش کرده است، و دست در الوهیت میزند، یعنی خود را به جای خدا تلقی میکند،دومین منشا رنج و درد خودخواهی است، و سومین منشا آن است که انسان داشتهها و بودن ها را با هم خلط میکند.
گر چه خداوند، غريزهى خود دوستى و خود خواهى را در وجود ما نهاد و اين حس موجب حفظ و مصونيت انسان در خطرات مىشود، اما هيچ چيز در شكل افراطى آن سرانجام خوبى ندارد.
خودشيفتگى موجب تضعيف حس احترام به ديگران و عدم شناختحق آنها است و علاوه بر اين هرز رفتن انرژىهاى انسان را نيز به دنبال دارد.
آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه اين خود ما هستيم كه از طريق بسياري از اعمالي كه انجام مي دهيم يا انديشه هايي كه مي كنيم و حرف هايي كه بر زبان مي آوريم ، مجازاتها و تنبيهات و درد و رنج خود را تعيين و مشخص مي كنيم. يعني اگر تفكرات و انديشه هاي ما مثبت باشند ما انرژي مثبت موجود در پيرامونمان را به خود جذب مي كنيم و اگر تفكرات و انديشه اي ما منفي باشند ، به تناسب انرژي منفي موجود درپيرامونمان را جذب مي كنيم.خوبي - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - اميدواري و... را فراموش كرده و تاريكي و ظلمت ونفرت بد جنسي ،شرارت، رذالت ،بي صبري، خود خواهي ،تعصب، نا اميدي و ياس و اندوه را جايگزين آن مينماييم اما زماني كه ما بتوانيم اين انرژي ها را در درونمان،آرام سازيم و بر آنها تسلط يابيم بي درنگ خدمتگذار ما مي شوند.
روح قدرتي عظيم براي كنترل ذهن دارد و ذهن نيز بر جسم تسلط دارد و زمانيكه ذهن و فكر ما منفي باشد ، انرژي منفي اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدريجي سيستم دفاعي بدن شده و كالبد فيزيكي ياراي مقاومت و مصونيت از بيماريها و امراض را ندارد و اين زماني پيش از پيش صادق است كه افكار ما بر حول محور وجود خودمان یعنی خود خواهی بچرخد و به نيازها و مشكلات ديگران اهميتي ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به ديگران باشد مي تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نيروي ايمان و داشتن اين تصور كه اگر خوبي كنيم ، خوبي دريافت مي كنيم و اگر بدي كنيم ، بدي دريافت مي كنيم و اينكه با داشتن تفكر مثبت و بيان جملات و واژه هايي هر چند ساده كه قادرند يكي از دو نوع انرژي مثبت و يا منفي را جذب كنند ، باورمان نمي شود كه اين خود ما هستيم كه مي توانيم راهرويي پيچ در پيچ از نااميدي و اندوه خود بيافزاييم . به همان اندازه ما مي توانيم جاده اي عريض و پهن و دلپذير از تحقق يافتن تمام آرزوها و اميدهايمان و سعادت و نيكبختي مان ، پديد بياوريم.
حقيقت اين است كه انديشه هاي ما ، از قدرتي خارق العاده برخوردارند.



