تبليغاتX
انوش


انوش

چرا منو تنها گذاشتي

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 22:21 توسط انوش| |

آهنگساز معروف و پايه گذار نسل جديد موسيقى كلاسيك در روز يكشنبه ۱۶ دسامبر سال ۱۷۷۰ مطابق با ۲۵ آذر سال ۱۱۴۹ شمسي  در بن، آلمان متولد شد. روند حركت بتهوون و آهنگسازى او در موسيقى به خلق دوره اى جديد در موسيقى كلاسيك منتهى شد.

لودويك وان بتهوون

نخستين كار هاى او در عرصه آهنگسازى، متاثر از كلاسيك سنتى و كار هايى بود كه موتسارت و هايدن در همان زمان ارائه كردند كه به كلاسيك سنتى قرن ۱۸ معروف است. او در ميانه هاى كار خود به دورانى رسيد كه از كلاسيك سنتى فراتر رفت و با ورود المان هاى جديد به موسيقى به سبكى رسيد كه آن را موسيقى اواخر قرن ۱۹ مى نامند و تا آن زمان ادامه داشت. عمده كار هاى او عبارتند از كوارتت براى ساز هاى زهى، سمفونى ها و سونات هايى براى پيانو.اعقاب بتهوون به خاندان سلطنتى مى رسيد و پسوند «ون» در نام او به همين علت در نام خانوادگى او حفظ شد چرا كه نشان از همين عقبه سلطنتى داشت. پدرش كه خواننده تنور بود و دستى در موسيقى داشت بسيار علاقه مند بود كه پسر دوم او نيز به يك اعجوبه ديگر چون موتسارت تبديل شود. همانقدر كه بتهوون در موسيقى پيشرفت مى كرد، مشخص شد كه محيط كوچك بن براى او مناسب نيست و او بايد به مركزى بزرگتر خارج از شهر خود برود.در ۱۷۸۳ نخستين قطعه موسيقايى خود را نوشت كه وارياسيون هايى در كيبورد بود و آن را به چاپ رساند. چند كار ديگر نوشت كه در سال هاى ۱۷۸۰ منتشر شد اما تمام توجه او به وين بود. در ۱۷۸۷ به وين رفت تا به عنوان شاگرد نزد او آموزش ببيند اما بخت با او يار نبود و به دليل بيمارى مادرش مجبور شد دوباره به محل سكونت خود بازگردد. در ۱۷۹۰ و در ميانه سفر هايدن و در حالى كه هايدن از بن عبور مى  كرد، بتهوون به عنوان يك استعداد موسيقى به او معرفى شد.در ۱۷۹۲ به وين رفت تا نزد هايدن درس بخواند. از آن زمان اين گونه نقل مى شود كه بتهوون به وين رفت تا روح موتسارت را توسط هايدن تجربه كند. در وين به عنوان نوازنده پيانو خوش درخشيد و قطعاتى نوشت كه از استعداد سرشار موسيقى او حكايت داشت. پس از آن توانست به كالج موسيقى طبقه اشراف راه پيدا كند. كار در كالج باعث شد بتهوون بتواند هر لحظه كه اراده كند آثار خود را به چاپ رساند. بتهوون در زندگى خود سه دوره موسيقايى را پشت سر گذاشت. دوره نخست از زمان هاى اوليه تا ۱۸۰۲ بود كه به ژانر مرسوم آن روزگار بازمى گردد و نوآورى ويژه اى در آن وجود ندارد. سمفونى اول و دوم خود را در اين زمان نوشت. سه كنسرت پيانو نوشت و اجرا كرد كه با موفقيت نسبى همراه شد و به چاپ رسيد. دو عامل ثابت در اين دوره از كار بتهوون ديده مى شود: نت هاى قدرتمند او به سمتى مى رود كه محبوبيت مردمى را كسب كند و ديگر بخشى از كار هاى اوست كه از استحكام زياد و تا حدى خشك برخوردار است. در واقع دوره اول برزخ موسيقايى بتهوون است كه بين خواست استعدادى او و موسيقى محبوب مردمى در حركت است.
در دوره دوم كارى بتهوون كه ميانه هاى زندگى او را دربرمى گيرد، بروز نبوغ ويژه او و جدايى از مكتب كلاسيك سنتى است. در اين دوره او همكارى هايى نيز داشت كه روند موفقيت او را تضمين كرد ولى در عين حال به شكلى كار خود را دنبال مى كرد كه نوآورى ها را با كمترين تنش ممكن انجام دهد. اين نوآورى را مى توان به وضوح در موومان نخستين سمفونى پنجم او مشاهده كرد. به تدريج او قوانين زمانى موومان ها را تغيير داد و حالتى ديناميك به آن داد. اما دوره سوم به نوعى زوال اوست و كار هايى كه انجام شده نه چندان بزرگ و درخشان است و به وضوح نشان مى دهد كه او در پى كسب پول و يا برخى ارتباط هاى مالى به انجام كار هايى سفارشى دست زده است. عجيب و غريب بودن كار هاى موسيقى سال هاى پايانى زندگى بتهوون نه تنها همكاران او را آزرد كه طرفداران موسيقى نيز هيچ دركى از آن نداشتند. اما بتهوون آن زمان گفته بود كه اين قطعات نه به دوران حاضر كه به دوران آينده تعلق دارد. بتهوون در حالى موسيقى را دنبال مى كرد كه از بيمارى كم شنوايى رنج مى برد و به تدريج در سال هاى پايانى زندگى قدرت شنوايى را از دست داده بود. برخى سمفونى هاى او مانند سمفونى پنج با پيام  رساى وحشت از جنگ به ياد ماندنى است و سمفونى نهم او كه از آن در ايران با نام «اى انسان ها» ياد مى شود نمونه اى درخشان از كار هاى اوست. بتهوون در پيرى از كرى و حواس پرتى رنج مى برد و در يك پياده روى به خانه يك مزرعه دار رسيد و چون شب شده بود از صاحب مزرعه خواست كه شب را با آنها بگذراند.
پس از صرف شام افراد آن خانه ساز به دست گرفتند و قطعه اى نواختند. بتهوون از آنها پرسيد كه چه قطعه اى را نواخته اند؟ چرا كه او پيرمردى ناشنوا است. وقتى نام خود را بر دفتر نت ديد از شوق گريست و فرداى آن روز درگذشت. با مرگ او در سال ۱۸۲۷ ميلادي (۱۲۰۶ شمسي ) دنياى موسيقى يكى ديگر از نوابغ خود را از دست داد اما كار هايى از او به جا ماند كه تا به امروز هنوز زنده است. ضمن اينكه نوآورى هاى او شروع يك عصر نوين در موسيقى كلاسيك به شمار مى آيد.

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 18:28 توسط انوش| |

سگ جنگي يك بازي بيرحمانه در افقانستان است كه سگ هاي قوي را به جان يكديگر مياندازند تا همديگه را تيكه پاره كنند و تماشاچيان كيف كنند
اين  بازى مغاير قوانين و مذهب آنهاست و تقريبا در هر گوشۀ دنيا ممنوع قرار داده شده است، ولى افغانها عزم متين دارند و ميخواهند اين عنعنۀ ٢٥٠ ساله را حفظ کنند.جنگ سگ ها و مرغ ها، کاغذ پران بازي،(پاسور بازي )رقص، موزيک و تلويزيون هنگام زمامداري پنج سالۀ طالبان ضد اسلام شمرده شده ممنوع قرار داده  شده بود ولى با وجود آن هم در بعضى مناطق به شکل مخفي صورت ميگرفت.يک خانم جوان که در چمن ببرک براى خريدن اشيا آمده بود به اين حرف تعجب کرد که در منطقه هنوز هم سگ ها را به جنگ مى اندازند و گفت که حکومت بايد درين قسمت مداخله کند و اين کار را متوقف سازد. او گفت: صد ها جوان اينجا مى آيد و وقت خويشرا ضايع مى کنند. آنها بايد ساينس و تکنالوجي را مطالة کنند. از جنگ سگ ها چي مى آموزند.

TinyPic image


از طرف ديگر يك  مرد چینی علاقه زیادی به همسرش داشت ولی از وقتی كه این خانم 35 ساله سگ كوچكی خریداری كرده بود، توجه زیادی به شوهرش نداشت!
این شوهر 40 ساله چینی وقتی علاقه بیش از حد همسرش نسبت به سگ كوچولو را دید، حس حسادتش گل كرد و چند روز بعد در غیاب همسرش، حیوان بی گناه را با قیچی ناكار كرد.
این سگ به سرعت به بیمارستان حیوانات انتقال داده شد و چهار ساعت عمل جراحی رویش انجام شد تا از مرگ حتمی نجات پیدا كند

اما یک سگ بینوای دیگه که  یادش رفته بود كه صاحبانش خانه عوض كرده‌اند و چون حالا خانه آنها در طبقه ششم است، دیگر نباید برای رفتن به باغچه از پنجره اتاق بیرون بپرد!
سگ نادان وقتی به عادت چند سال قبل خود كه از پنجره طبقه همكف خانه به داخل باغچه می‌پرید در
اولین صبح دل‌انگیز پس از نقل‌مكان به طبقه ششم یك آپارتمان جدید از پنجره بیرون پرید و تازه در وسط زمین و هوا متوجه شد كه خانه آنها عوض شده است.
سگ كم حواس البته 3 طبقه پایین‌تر و پیش از آن كه با زمین برخورد كند به داخل بالكن همسایه پایینی افتاد و
ماموران آتش‌نشانی با استفاده از نردبان سگ را نجات دادند

TinyPic imageيك دانشمند امريكائي به شدت بر اين باور است كه سگ ها بايد با صاحبى همراه شوند كه به لحاظ شخصيتى شبيه آنان باشد و در غير اين صورت، با يكديگر دچار مشكل خواهند شد.
اين پژوهشگر به كسانى كه قصد گزينش و انتخاب سگى را دارند، توصيه كرده است كه پيش از هر چيز ديگر، از يك تست شخصيتى بهره گيرند تا ببينند كه آيا شباهتى با سگ مورد نظر دارند يا خير؟؟

اين تست بايد در مورد چهار ويژگى شخصيتى شامل:   سطوح انرژى،    تهاجم و مهربانى،    اضطراب و آرامش   و همچنين      هوشمندى و حماقت     در مورد خريدار سگ انجام شود و سپس سگي مطابق شخصيت خود بخرد

 


نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 21:43 توسط انوش| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ