تبليغاتX
انوش


انوش

فروغ فرخزاد

فروغ

دختر و بهار

دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت
ای دختر بهار حسد می برم به تو
عطر و گل و ترانه و سر مستی ترا
با هر چه طالبی بخدا می خرم ز تو
 بر شاخ نوجوان درختی شکوفه ای
با ناز میگشود دو چشمان بسته را
میشست کاکلی به لب آب تقره فام
آن بالهای نازک زیبای خسته را
خورشید خنده کرد و ز امواج خنده اش
بر چهر روز روشنی دلکشی دوید
موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او
رازی سرود و موج بنرمی از او رمید
خندید باغبان که سرانجام شد بهار
دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم
دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار
 ای بس بهارها که بهاری نداشتم
خورشید تشنه کام در آن سوی آسمان
گویی میان مجمری از خون نشسته بود
می رفت روز و خیره در اندیشه ای غریب
دختر کنار پنجره محزون نشسته بود

نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 21:34 توسط انوش| |

عشق به احساسی عمیق، علاقه ای لطیف و یا جاذبه ای شدید گفته میشود که بین موجودات زنده از جمله در میان انسانها و حیوانات دیده میشود.

عشق و احساس شدید دوست داشتن میتواند بسیار متنوع باشد و میتواند علایق بسیاری را شامل شود.

در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی میتواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاها زیان آور و خطرناک است. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلحدوستی و انسانیت در تطابق است.

انواع مهم عشق
عشق به سرزمین مادری
عشق به همسر و یا شریک زندگی
عشق افلاطونی (غیر جنسی)
عشق به خانواده
عشق به مذهب
عشق به مرام خاص

بوسیدن یکی از نشانه های احساس عشق و علاقه است. (بوسه اثر مشهور فرانسیسکو هایز)

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 22:8 توسط انوش| |

گاوان و خران بار بردار  به زادميان مردم آزار

راننده تاکسی پیری  که چند تا جوون اذیتش کرده بودند  ميگفت اين نسل جديد آقااصلاًوحشى‏شده. معلوم نيست اين مدرسه‏ها چكار مى‏كنند. انگار از صبح تا ظهر بچه‏ها را فقط نگه مى‏دارند.از تربيت و ادب خبرى نيست. يادم هست وقتى ما مدرسه مى‏رفتيم، يكى از درسهاى مهم مادرس خط بود. هم به ما ياد مى‏دادند خوش‏خط بنويسيم، مى‏گفتند خطّ آدم شخصيّت آدمه، هم‏سرمشقى كه براى ما مى‏نوشتند، سرمشق زندگى بود. سرمشق را كه صد بار مى‏نوشتى، ملكه‏ذهنت مى‏شد. يادم است يكى از آن سرمشق‏ها اين شعر زيباى سعدى بود:

گاوان و خران باربردار
به ز آدميان مردم‏آزار

خدا رحمت‏ كند سعدى را كه دُر گفته است. گاو و خر را از مردمِ مردم‏آزار برتر دانسته است. انگار شيخ اجل هم‏در زمان خود از آزارآدمهاىمردم‏آزار بى‏نصيب نمانده، چنانكه در جاى ديگر مى‏فرمايند: «خرباربر به كه شير مردم‏در» هرچند كه معلوم نيست اين اشعار شيخ بيشتر در ستايش خر است يا درشماتت آدم مردم‏آزار. اگر مرحوم سعدى در زمان ما زندگى مى‏كرد و اين همه اشكال مردم‏آزارى‏را مى‏ديد چه مى‏گفت؟
واقعاً كه گاوها و خرها، سگشان به آدمهاى مردم‏آزارشرف دارد.  آدم كه مردم‏آزار نيست
آدمى را آدميت لازم است‏
چوب صندل بو ندارد، هيزم است‏
عيسى نتوان گشت به تصديق خرى چند
بنماى به صاحب‏نظران گوهر خود را

آدم خر، نه آدم است نه خر. چون اگر خر هم بود، باز خيرش به همنوعش مى‏رسيد. آدمى‏اينقدر بى‏انصاف است كه خر بيچاره را كه بار مى‏برد و بار از دوش آدمها برمى‏دارد، خر نام‏گذاشته است.
فقيه مدرسه گفت اين چنين به گوش حمارش‏
هرآنكه خر شود البته مى‏شوند سوارش‏

خر را به عروسى هم كه مى‏برند، براى خوشى نيست. براى آبكشى است. چنانكه مرحوم‏خاقانى گفته است:
خَرَكى را به عروسى خواندند
خر بخنديد و شد از قهقهه سست‏
گفت من رقص ندانم به‏خدا
مطربى نيز ندانم به‏درست‏
بهر حمّالى خواندند مرا
كآب نيكو كشم و هيزم چُست‏

ما آدمها نه‏فقط در مورد خر، كه در مورد سگ هم كم‏لطفى مى‏كنيم، در اين‏مورد هم جناب سعدى مى‏فرمايند:
سگ بر آن آدمى شرف دارد
كه دل مردمان بيازارد

از سعدى در اين زمينه سخن فراوان رسيده است. از جمله گفته‏اند، سگ‏از مردمِ مردم‏آزار به. و نيز از ايشان است:
گر انصاف خواهى، سگ حق‏شناس‏
به از آدمى‏زاده ناسپاس‏

جناب سنايى هم سگ را از برخى آدمها برتر دانسته، آنجا كه مى‏گويد:
طلب صحبت خسان نكنى‏
تكيه بر عهد ناكسان نكنى‏
كه نكرده است خس وفا با كس‏
سگ به وقت وفا به از ناكس‏
اگر ابياتى را كه در باب سگ در ادب فارسى آمده جمع كنيم، «سگ‏نامه»اى مى‏شود
قطور
.

نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 15:22 توسط انوش| |

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

 

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین  

بی نفخ   صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو   کار جهان و  خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب   کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست   این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست   سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند   گویا عزای اشرف اولاد   آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین   پرورده‌ی کنار رسول   خدا حسین

نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 17:3 توسط انوش| |

 
قطب جنوب
آيا واقعاً فعاليت هاي انساني در تغييرات جوي زمين دخالت داشته و درجه حرارت آن را بالا مي برد؟ پژوهش در قطب جنوب بهترين نقطه براي پاسخ به اين پرسش است. تغييراتي که در محيط داخلي يا اطراف اين قاره سفيد روي مي دهد داراي پيامدهايي است که مي تواند در سراسر کره زمين احساس شود.

دانشمنداني که در جنوبگان مشغول تحقيق و مطالعه هستند هيچ ترديدي در مورد گرم شدن زمين ندارند. گرم شدن زمين يک واقعيت ساده است، اما تنها چيزي که مشخص نيست پيامدهاي گرم شدن زمين است. بسياري از دانشمندان موج گرماي اروپا در سال 2003، سيل هاي مکرر، تبديل زمين هاي حاصلخيز به مناطق بياباني و ذوب شدن يخچال ها و کوه هاي يخ را با گرم شدن زمين مرتبط مي دانند و درصددند رابطه يي معني دار بين گرم شدن زمين و تغييرات اقليمي اخير پيدا کنند. به طور نسبي در طول تاريخ زمين گهگاه تغييراتي در اقليم صورت گرفته است. اما تغييرات اقليمي که اخيراً به وقوع پيوسته در مقايسه با تغييرات اقليمي 4/2 ميليون سال گذشته شديدتر بوده است. تغييرات اقليمي اخير نتيجه فعاليت هاي بشري مخصوصاً فعاليت هايي است که منجر به توليد گازهاي گلخانه يي شده است.
از آنجا که قطب جنوب به منزله سامانه هشداردهنده اوليه تغيير اوضاع اقليمي زمين عمل مي کند و تاثير قابل توجهي بر آب و هواي کره زمين مي گذارد، مهم ترين منطقه براي تحقيق در اين زمينه محسوب مي شود. حدود 90 درصد حجم يخ ها و 70 درصد آب شيرين دنيا در جنوبي ترين قاره زمين وجود دارد بنابراين هرگونه افزايش قابل توجه دما مي تواند سطح آب درياها را در زمين بالا ببرد.
دانشمندان قطب جنوب را همانند پيشاهنگ اوضاع اقليمي زمين توصيف مي کند.  «صفحات يخ قطب جنوب نقش اصلي را در بالا آمدن سطح آب درياها ايفا مي کنند و براساس شواهد موجود اين يخ ها در حال ذوب شدن هستند.» ايستگاه «مک موردو» بزرگترين مرکز علمي امريکا در قطب جنوب است. دماي 28 درجه فارنهايت (منهاي دو درجه سانتي گراد) و آفتاب شبانه روزي بهاري باعث تشکيل حوضچه هاي آب حاصل از ذوب يخ ها بر روي يک لايه 3 متري يخ در اطراف پايگاه شده است.
بيشتر يخ هاي دريا ترک برداشته و طي روزهاي گذشته قطعات بزرگ يخ چندين بار از يخچال «بارن» به درون دريا فروريخته است. با اين حال هنوز خودروهاي سنگين مي توانند در مسيرهاي طراحي شده حرکت کنند.
قطب جنوب و قطب شمال براي مشاهده نشانه هاي گرم شدن زمين مناطق مهمي هستند زيرا حتي اندکي افزايش دما مي تواند يخ هاي ذوب شده را به باران تبديل کند که اين امر تاثير چشمگيري بر موجودات زنده و خشکي مي گذارد.
يک راه پيش بيني تغيير اوضاع اقليمي در آينده، بررسي تاريخ ده ميليون سال گذشته قطب جنوب است. «با توجه به اينکه زمين دوران گرم شدن خود را طي مي کند، يکي از مسائل مهم يافتن دوره هاي گرم در تاريخ گذشته اين قاره است.»
«پاول» يکي از دانشمندان اصلي در طرح (ANDRILL) «برنامه حفاري زمين شناسي قطب جنوب» است. در اين طرح يک مته عظيم، يک لايه يخي به قطر 80 متر را سوراخ کرده، به عمق 830 متري اقيانوس مي رود و سپس رسوبات زير آن را براي يافتن سرنخ هايي از دوره هاي گرم گذشته حفاري مي کند.
به گفته «پاول» هدف از اين طرح يافتن دوراني در تاريخ گذشته قطب جنوب است که يخ وجود داشته و نيز دوراني که يخ وجود نداشته است و نيز بررسي شرايط گذشته در محيط دريايي که با پسرفت يا پيشرفت يخ ها مرتبط بوده است.
اين محققان تاکنون سرنخ هاي جالبي يافته اند که نشان مي دهد در دوراني اقيانوس منجمد جنوبي مملو از دياتومه ها بوده است. دياتومه ها هنوز به عنوان يکي از حلقه هاي اصلي در زنجيره غذايي زمين عمل مي کنند.
طي دوراني در تاريخ قطب جنوب، سطح گاز گلخانه يي دي اکسيدکربن افزايش يافته است. اما انتشار اين گاز در حدي که دانشمندان پيش بيني کرده اند طي دهه هاي آينده در اثر فعاليت هاي انساني افزايش خواهد يافت، نبوده است. دي اکسيدکربن که حاصل فرآيندهاي طبيعي و فعاليت نيروگاه هاي برق و خودروهاي موتوري است، يکي از چندين گازي است که همانند ديوارهاي شيشه يي يک گلخانه، گرماي خورشيد را در نزديک سطح زمين در خود حبس مي کند.
اگر صفحات يخ در اطراف قطب جنوب به ميزان قابل توجهي ذوب شود، ذوب يخ ها به تنهايي سطح آب درياها را بالا نمي برد درست همانگونه که ذوب يک قطعه يخ در داخل ليوان آب سطح مايع را در ليوان چندان افزايش نمي دهد.
وجود صفحات يخ نقش مهمي در کاهش حرکت يخ يخچال ها دارد. به عقيده بسياري از دانشمندان، در صورت از بين رفتن صفحات يخ، حرکت يخچال ها سرعت بيشتري پيدا مي کند و ورود يخ آنها به درياها، باعث بالا آمدن سطح آب درياها مي شود.

www.Reuters.com
نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 23:3 توسط انوش| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ