انوش
دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت عشق و احساس شدید دوست داشتن میتواند بسیار متنوع باشد و میتواند علایق بسیاری را شامل شود. در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی میتواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاها زیان آور و خطرناک است. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلحدوستی و انسانیت در تطابق است. انواع مهم عشق بوسیدن یکی از نشانه های احساس عشق و علاقه است. (بوسه اثر مشهور فرانسیسکو هایز) راننده تاکسی پیری که چند تا جوون اذیتش کرده بودند ميگفت اين نسل جديد آقااصلاًوحشىشده. معلوم نيست اين مدرسهها چكار مىكنند. انگار از صبح تا ظهر بچهها را فقط نگه مىدارند.از تربيت و ادب خبرى نيست. يادم هست وقتى ما مدرسه مىرفتيم، يكى از درسهاى مهم مادرس خط بود. هم به ما ياد مىدادند خوشخط بنويسيم، مىگفتند خطّ آدم شخصيّت آدمه، همسرمشقى كه براى ما مىنوشتند، سرمشق زندگى بود. سرمشق را كه صد بار مىنوشتى، ملكهذهنت مىشد. يادم است يكى از آن سرمشقها اين شعر زيباى سعدى بود: گاوان و خران باربردار خدا رحمت كند سعدى را كه دُر گفته است. گاو و خر را از مردمِ مردمآزار برتر دانسته است. انگار شيخ اجل همدر زمان خود از آزارآدمهاىمردمآزار بىنصيب نمانده، چنانكه در جاى ديگر مىفرمايند: «خرباربر به كه شير مردمدر» هرچند كه معلوم نيست اين اشعار شيخ بيشتر در ستايش خر است يا درشماتت آدم مردمآزار. اگر مرحوم سعدى در زمان ما زندگى مىكرد و اين همه اشكال مردمآزارىرا مىديد چه مىگفت؟ آدم خر، نه آدم است نه خر. چون اگر خر هم بود، باز خيرش به همنوعش مىرسيد. آدمىاينقدر بىانصاف است كه خر بيچاره را كه بار مىبرد و بار از دوش آدمها برمىدارد، خر نامگذاشته است. خر را به عروسى هم كه مىبرند، براى خوشى نيست. براى آبكشى است. چنانكه مرحومخاقانى گفته است: ما آدمها نهفقط در مورد خر، كه در مورد سگ هم كملطفى مىكنيم، در اينمورد هم جناب سعدى مىفرمايند: از سعدى در اين زمينه سخن فراوان رسيده است. از جمله گفتهاند، سگاز مردمِ مردمآزار به. و نيز از ايشان است: جناب سنايى هم سگ را از برخى آدمها برتر دانسته، آنجا كه مىگويد: بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
فروغ فرخزاد

دختر و بهار
ای دختر بهار حسد می برم به تو
عطر و گل و ترانه و سر مستی ترا
با هر چه طالبی بخدا می خرم ز تو
بر شاخ نوجوان درختی شکوفه ای
با ناز میگشود دو چشمان بسته را
میشست کاکلی به لب آب تقره فام
آن بالهای نازک زیبای خسته را
خورشید خنده کرد و ز امواج خنده اش
بر چهر روز روشنی دلکشی دوید
موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او
رازی سرود و موج بنرمی از او رمید
خندید باغبان که سرانجام شد بهار
دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم
دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار
ای بس بهارها که بهاری نداشتم
خورشید تشنه کام در آن سوی آسمان
گویی میان مجمری از خون نشسته بود
می رفت روز و خیره در اندیشه ای غریب
دختر کنار پنجره محزون نشسته بود
عشق به سرزمین مادری
عشق به همسر و یا شریک زندگی
عشق افلاطونی (غیر جنسی)
عشق به خانواده
عشق به مذهب
عشق به مرام خاص

به ز آدميان مردمآزار
واقعاً كه گاوها و خرها، سگشان به آدمهاى مردمآزارشرف دارد. آدم كه مردمآزار نيست
آدمى را آدميت لازم است
چوب صندل بو ندارد، هيزم است
عيسى نتوان گشت به تصديق خرى چند
بنماى به صاحبنظران گوهر خود را
فقيه مدرسه گفت اين چنين به گوش حمارش
هرآنكه خر شود البته مىشوند سوارش
خَرَكى را به عروسى خواندند
خر بخنديد و شد از قهقهه سست
گفت من رقص ندانم بهخدا
مطربى نيز ندانم بهدرست
بهر حمّالى خواندند مرا
كآب نيكو كشم و هيزم چُست
سگ بر آن آدمى شرف دارد
كه دل مردمان بيازارد
گر انصاف خواهى، سگ حقشناس
به از آدمىزاده ناسپاس
طلب صحبت خسان نكنى
تكيه بر عهد ناكسان نكنى
كه نكرده است خس وفا با كس
سگ به وقت وفا به از ناكس
اگر ابياتى را كه در باب سگ در ادب فارسى آمده جمع كنيم، «سگنامه»اى مىشود قطور.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهی کنار رسول خدا حسین

دانشمنداني که در جنوبگان مشغول تحقيق و مطالعه هستند هيچ ترديدي در مورد گرم شدن زمين ندارند. گرم شدن زمين يک واقعيت ساده است، اما تنها چيزي که مشخص نيست پيامدهاي گرم شدن زمين است. بسياري از دانشمندان موج گرماي اروپا در سال 2003، سيل هاي مکرر، تبديل زمين هاي حاصلخيز به مناطق بياباني و ذوب شدن يخچال ها و کوه هاي يخ را با گرم شدن زمين مرتبط مي دانند و درصددند رابطه يي معني دار بين گرم شدن زمين و تغييرات اقليمي اخير پيدا کنند. به طور نسبي در طول تاريخ زمين گهگاه تغييراتي در اقليم صورت گرفته است. اما تغييرات اقليمي که اخيراً به وقوع پيوسته در مقايسه با تغييرات اقليمي 4/2 ميليون سال گذشته شديدتر بوده است. تغييرات اقليمي اخير نتيجه فعاليت هاي بشري مخصوصاً فعاليت هايي است که منجر به توليد گازهاي گلخانه يي شده است.
از آنجا که قطب جنوب به منزله سامانه هشداردهنده اوليه تغيير اوضاع اقليمي زمين عمل مي کند و تاثير قابل توجهي بر آب و هواي کره زمين مي گذارد، مهم ترين منطقه براي تحقيق در اين زمينه محسوب مي شود. حدود 90 درصد حجم يخ ها و 70 درصد آب شيرين دنيا در جنوبي ترين قاره زمين وجود دارد بنابراين هرگونه افزايش قابل توجه دما مي تواند سطح آب درياها را در زمين بالا ببرد.
دانشمندان قطب جنوب را همانند پيشاهنگ اوضاع اقليمي زمين توصيف مي کند. «صفحات يخ قطب جنوب نقش اصلي را در بالا آمدن سطح آب درياها ايفا مي کنند و براساس شواهد موجود اين يخ ها در حال ذوب شدن هستند.» ايستگاه «مک موردو» بزرگترين مرکز علمي امريکا در قطب جنوب است. دماي 28 درجه فارنهايت (منهاي دو درجه سانتي گراد) و آفتاب شبانه روزي بهاري باعث تشکيل حوضچه هاي آب حاصل از ذوب يخ ها بر روي يک لايه 3 متري يخ در اطراف پايگاه شده است.
بيشتر يخ هاي دريا ترک برداشته و طي روزهاي گذشته قطعات بزرگ يخ چندين بار از يخچال «بارن» به درون دريا فروريخته است. با اين حال هنوز خودروهاي سنگين مي توانند در مسيرهاي طراحي شده حرکت کنند.
قطب جنوب و قطب شمال براي مشاهده نشانه هاي گرم شدن زمين مناطق مهمي هستند زيرا حتي اندکي افزايش دما مي تواند يخ هاي ذوب شده را به باران تبديل کند که اين امر تاثير چشمگيري بر موجودات زنده و خشکي مي گذارد.
يک راه پيش بيني تغيير اوضاع اقليمي در آينده، بررسي تاريخ ده ميليون سال گذشته قطب جنوب است. «با توجه به اينکه زمين دوران گرم شدن خود را طي مي کند، يکي از مسائل مهم يافتن دوره هاي گرم در تاريخ گذشته اين قاره است.»
«پاول» يکي از دانشمندان اصلي در طرح (ANDRILL) «برنامه حفاري زمين شناسي قطب جنوب» است. در اين طرح يک مته عظيم، يک لايه يخي به قطر 80 متر را سوراخ کرده، به عمق 830 متري اقيانوس مي رود و سپس رسوبات زير آن را براي يافتن سرنخ هايي از دوره هاي گرم گذشته حفاري مي کند.
به گفته «پاول» هدف از اين طرح يافتن دوراني در تاريخ گذشته قطب جنوب است که يخ وجود داشته و نيز دوراني که يخ وجود نداشته است و نيز بررسي شرايط گذشته در محيط دريايي که با پسرفت يا پيشرفت يخ ها مرتبط بوده است.
اين محققان تاکنون سرنخ هاي جالبي يافته اند که نشان مي دهد در دوراني اقيانوس منجمد جنوبي مملو از دياتومه ها بوده است. دياتومه ها هنوز به عنوان يکي از حلقه هاي اصلي در زنجيره غذايي زمين عمل مي کنند.
طي دوراني در تاريخ قطب جنوب، سطح گاز گلخانه يي دي اکسيدکربن افزايش يافته است. اما انتشار اين گاز در حدي که دانشمندان پيش بيني کرده اند طي دهه هاي آينده در اثر فعاليت هاي انساني افزايش خواهد يافت، نبوده است. دي اکسيدکربن که حاصل فرآيندهاي طبيعي و فعاليت نيروگاه هاي برق و خودروهاي موتوري است، يکي از چندين گازي است که همانند ديوارهاي شيشه يي يک گلخانه، گرماي خورشيد را در نزديک سطح زمين در خود حبس مي کند.
اگر صفحات يخ در اطراف قطب جنوب به ميزان قابل توجهي ذوب شود، ذوب يخ ها به تنهايي سطح آب درياها را بالا نمي برد درست همانگونه که ذوب يک قطعه يخ در داخل ليوان آب سطح مايع را در ليوان چندان افزايش نمي دهد.
وجود صفحات يخ نقش مهمي در کاهش حرکت يخ يخچال ها دارد. به عقيده بسياري از دانشمندان، در صورت از بين رفتن صفحات يخ، حرکت يخچال ها سرعت بيشتري پيدا مي کند و ورود يخ آنها به درياها، باعث بالا آمدن سطح آب درياها مي شود.
www.Reuters.com
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









